محمد بره ... - تاریخ: 1396/3/31 ساعت: 4:45
محمد بره دیگه کیه که باهاتون شوخی کنه، غور غور کنه، حرصتون بده، تنبیهتون کنه، رفیقتون باشه و همجوره درکتون کنه؟محمد بره کی بهت بگه لال زری؟! شما کوفت! رژ کبود؟! عشششششششششششقم؟!! محمد بره کی بهت بگه 230 لیلا؟ با اون چشات؟ تسک ساختنیت کم اومد باز؟!!!! محمد بره کی بهت بگه ترشیده محبوب؟ شما درد! کیه با
یادگاری - تاریخ: 1396/3/25 ساعت: 16:14
میخام اینجا برای هرکدومتون 2 خط بنویسم که ازتون چی تو ذهنم مونده xa0 لول 100- سمیه خانم به به بلاخره یه لول سد موندگار توی هود داریم. بیشتر دو سه ماه بود هرچی هودهای لیدربوردو نگاه میکردم همشون بالای 5 6 تا لول بالای 100 داشتن و ماها هیچی. خیلی دوس داشتم که ماهم داشته باشیم اما خب چه بهتر که کسیو دا...
ادامه ... - تاریخ: 1396/3/23 ساعت: 5:36
ادامه پست قبلی رو بگم که شماهایی که پیش ما هستین من مطمعنم جزو بهترینها هستین با شناخت خیلی جزئی که از هرکدومتون دارم میدونم که هرکدومتون از خودگذشتگی های زیادی توی زندگیاتون دارید و داشتین سعی کردم خیلی توی زندگی کسی سرک نکشم، اما خب همونقدری که در اندازه همین دوستی یکی دوماهه تا یک ساله شناخت دارم
شب های آخر - تاریخ: 1396/3/23 ساعت: 5:36
دیگه این شبهای آخریه که من دارم کنارتون بازی میکنم شاید برای همیشه به خاطرت بپیوندم شاید برای تا اخر عمر دیگه کلا دور بازی اینترنتیو خط بکشم (همونطور که برای همیشه بازی جنگیو دورشو خط کشیدم) شایدم از شهریور اگر عمری باقی بود کمو بیش بیامو از کنارتون بودن لذت ببرم چقدر خوب که ادم از شمال شرقی تا شمال
روز های آخر - تاریخ: 1396/3/23 ساعت: 5:36
خب امروز بعد از یه فرازو نشیب یکم دوباره آرامش اومد توی هود خیلی از این روزا داشتیم، چند نفری که باهم میومدنو باهم میرفتن منکه به شخصه زیاد دیدم شاید برای بعضیاتون جالب نبود یا تعجب انگیز بود ولی همیشه اینو بدونین توی یه هود سعی کنین ثابت قدم باشید و عضوای اصلی باشید اینطوری اونجا خونه شما هستش فقط
آموزشی-اصفهان - تاریخ: 1396/3/23 ساعت: 5:36
اوه اوه اوه چقدر منتظر این روز بودم که ببینم نتیجه چی میشه کجا میافتم؟ وای چقدر باید برم شهرای دیگه سختی بکشم خدایا شکرت، اصفهان؟!!!! شهر خودم؟!!!! توی خوابم نمیدیدم همه میگفتن متاهلم باشی اخرش اموزشی جای دیگه میافتی بعدش میایی اصفهان خدایا شکرت فعلا که آموزشی اصفهانیم. بقیشم توکل به خودت نوکرتم خدا
شهریور 95 - تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 5:43
سلام شروع هودمون اواخر مرداد بود که تصمیمش گرفته شد اما فک کنم اوایل شهریور بود که هودو ثبتش کردیم.چقدر روزای خوبی داشتیم و مخصوصا چه شبهایی به یاد 6 ماه قبلمون چقدر 4 5 نفره اون اولای کار میگفتیمو میخندیدیم یاد گذشته ها و خاطرات میافتادیم خاطرات زهرا-خاطرات لیلا-خاطرات منو هانی- محسنو اذر-بیتا و حم
هانیه - تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 5:43
اینجا میخام از خانم خیلی خیلی خوبو مهربونم، تا میتونم تعریف کنم والا 9 ماه هود داری کردیم قربون صدقه های مارو ندیدین، حالا یکم ببینین هانی خانم، که من برای صمیمیت بیشتر کلمه زنجونو بکار میبردم تا جومون صمیمی باشه و بچه های توی هود کیف کنن گاهی از این کلمات ساده ولی صمیمی، خداییش همه جوره باهام این م