خرید بک لینک
اینجا میخام از خانم خیلی خیلی خوبو مهربونم، تا میتونم تعریف کنم

والا 9 ماه هود داری کردیم قربون صدقه های مارو ندیدین، حالا یکم ببینین

هانی خانم، که من برای صمیمیت بیشتر کلمه زنجونو بکار میبردم تا جومون صمیمی باشه و بچه های توی هود کیف کنن گاهی از این کلمات ساده ولی صمیمی، خداییش همه جوره باهام این مدت ساخت

قربون مهربونیاش برم که حرص میخورد ولی بخاطر دل من سکوت بود همش، میدیدم گاهی توی خودش میریخت، خیلی وقتاشو از دلش در میاوردم اما گاهیم دیگه نارحت بود کاریش نمیشد کرد واقعا کمش گذاشتم

از گذشتت میگم پس، که از خودشو از من گذشت تا من بتونم با مدیریت این هود به یجایی برسمو دلمو خوش کنم

از مهربونیاش بگم که واقعا دلسوزو مهربونه، حتی گاهی خیلی حرفا یا خیلی کار هارو میدونه من اگه بگم بد میشه و زشت میشه با دلسوزی میگه وجهت خراب میشه، این حرفارو نزن این کارارو نکن، نه فقط توی بازی، بلکه همجا حتی توی زندگیمون

از قناعتش بگم، خیلی وقتا همیشه یکی هراس های آیندم این بود که دختری که میگیرم مثله این دخترای توی فیلما نباشن که هر روز یه مدل، هر روز یه تیپ، هر روز یه سفارش، خدا یه بهتریناشو بهم داد

من همیشه به همه گفتم هانیه کادوی امام حسینه به من، چنتاییتون میدونین که صمیمی ترین، بقیتونم بدونین که منو هانی از اشنایی تا عقدمون 3 ماه بیشتر نشد، و خیلی خیلی سریع کارامون پیش رفت و روش سنتی هم ازدواج کردیم.

برچسب: نویسنده: هیراد امینی تاريخ: شنبه 13 خرداد 1396 ساعت: 5:43

صفحه بندی